خرید بک لینک

اگه بخوایم فلسفه رو کلا کنار بذاریم و از دید زیست شناختی به این سوال جواب بدیم که ما چی هستیم،پاسخش خیلی سادس:مصرف کننده! از اسپرم و تخمک و زیگوت تا ی فرد بالغ.از بعد جامعه شناختی هم تقریبا همینطور.تا اواخر طفولیت بصورت غیرارادی و بعد از اون ارادی.بعد زیست شناختی رو که نمیشه کاریش کرد چون مستقیما با حیات در ارتباطه :) هرچند اون انرژی مصرفی رو هم از ی راه هایی میشه کم کرد (مثلن به اندازه غذا خوردن و کمتر حرف زدن که در مورد ی سری افراد واجبه!)،اما بعد جامعه شناختیش رو میشه اصلاح کرد: اصلاح الگوی مصرف :) .حالا این یعنی چی؟! یعنی مصرف براساس نیاز تعیین بشه.البته نه هر نیازی! نیازهای اساسی حرف اول رو میزنه و باقی نیازها بسته به افراد متفاوته اما اساسش تو همه ی افراد یکسانه.مثلا از نظر من تلویزیون ی وسیله ی کاملا اضافیه و جز شست وشوی مغزی و وقت تلف کرده فایده! ی دیگه ای نداره(متاسفانه هیچی ناراحت کننده تر از این نیست که میبینی تبلیغات چشم و گوش مردم رو کور کرده و همه با چه ولعی آشغالایی رو میخرن که از بقیه جا نمونن،با توهم ثروت زندگی کنن،دیده بشن و...).فقط کافیه ی لحظه فکر کنی ببینی تا کجا زندگی آدم درگیره:کافه ها،فست فودا و رستورانا از عشاق(ما سینگلای بدبخت وقتی ساندویچمونو گاز میزنیم عکساشو لایک میکنیم)،مخابرات از وبلاگ نویسا (جای دوری نریم)،شرکت های دارویی از بیماری مردم،سیگار و مواد مخدر از شکست عشقی همون عشاق و اعصاب مردم،برندهای مختلف از چشم و هم چشمی،باند های موسیقی و خواننده ها باز دوباره از عشاق و غیر عشاق ها(جالبه ی سری از خواننده ها متن آهنگاشون رو با استاتوس هایی که اطلاعاتش رو فیسبوک بهشون فروخته تنظیم میکنن،بعد حال میکنی خواننده چقدر با تو هم احساسه،بعد نگو داره تو فلان پارتی بندری میره)،فیلما و سریالا(از پبامکو تبلیغات) و خیلی از موارد دیگه...

حقیقت همینی بود که نوشتم،به قول معروف هرکی به فکر جیبه خودشه،از هر طریقی که فکرشو بکنی (تو ایران بیشتر کلاه برداری مثه پیامکای تبلیغاتی،شرکتای هرمی و شبه هرمی! و...).وقتی به اینا فکر میکنی میبینی فقط همین راه برات مونده که فقط برای چیزایی که ارزششو دارن بجنگی و زندگی کنی.

پ.ن. اینا رو نمیدونم برا چی نوشتم،ولی امیدوارم اثرگذار باشه :)

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 19:36

صفحه بندی