6-7 ماه گذشت.از آخرین باری که بهش پیام دادم.بعضی وقتا خودت میدونی که نمیشه.از اولشم میدونستی ولی اون حس خوبی که داشتی باعث میشه نخوای که باور کنی نمیشه.میدونی با کی طرفی.میدونی با چی طرفی.ملاکاش چیان و تو خیلی تلاش کنی شاید چند سال دیگه داشته باشیشون و این فهمیدن دردناکه و از اون دردناک تر وانمود کردن به بی تفاوتی.اعتراف میکنم که دلم شکست..ولی خب مشکل مزمنی که ما داریم اینه که خیلی زودتر از بقیه برامون عادی میشه چون انتظارشو داشتیم.میدونستم که ی روزی مثل این میاد و من فقط علکی دارم سعی میکنم بندازمش عقب.الانم که تو ی بیمارستانیم و چقدر خوبه که با همدیگه زیاد رو به رو نمیشیم.بازم بگذریم..
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی