خرید بک لینک
ی روز خوب میاد
میدونی چی خیلی مسخره و رو اعصابه؟ اینکه ی سری چیزا ناراحتت میکنه و کاری از دستت برنمیاد.میخوام مثه بقیه ساده از کنارش رد بشم بگم به من چه،به من که چیزی نشده،برا من که اتفاق نیفتاده اونوقت باز میتونم اسمِ خودمو انسان بذارم؟ و همیشه از خودم میپرسم آیا واقعا کاری از دستم برنمیاد؟ و اکثر اوقات اینجوریه که هیچ کمکی نمیتونم بکنم ولی نباید دلیل بشه که ناراحت هم نشم.نباید برام عادی بشه.شاید ی روز تونستم کاری کنم و اون موقع این حس بهم یادآوری میکنه.ی چیز جالبی که هست اینه که به آدمای خیلی کمی برخوردم که اونا هم براشون مهم باشه یا انقدر دغدغه هاشون سطحی و پوچه که دیگه زحمت دونستن این قضیه رو به خودم نمیدم.نمیگم ی روز همچی درست میشه.میگم ی روز همچی رو درست میکنم.تا جایی که بتونم.تا وقتی که زندم.

راستی امروز برا اولین بار رفتم اتاق عمل.فکر میکردم خیلی جذاب باشه ولی نمیدونم چرا نبود.شاید چون جراحی هرنی بود زیاد هیجان نداشت.بعید میدونم جراحی تومور مغزی هم برام جالب باشه.کلا بی ذوق شدم :)


برچسبها: همینطوری, استاجری

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ساعت ۹:۳۲ ب.ظ توسط یک نفر| |

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 16:01

صفحه بندی