پ.ن بی ربط : هنوز نگاه اون پیرزنه که میخواست در مورد زخم بستر شوهرش باهام درد دل کنه رو یادمه.باید وایمیسادمُ گوش میکردم.اون موقع نمیدونم چرا رفتم.شاید با خودم گفتم مشکلات بزرگتری هم هست.آدمای دیگه ای هم هستن که نیاز به گوش شنوا دارن تا خودشونو بریزن بیرون اما وقتی نوبت به خودشون میرسه وقت ندارنُ فقط براشون مهمه که خودشون احساس بهتری داشته باشن.فک کنم ما آدما واسه همین انقدر تنها شدیم...
نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ساعت ۸:۳۶ ب.ظ توسط یک نفر| |
![]()
برچسب:
نویسنده: رضا رحیمی