خرید بک لینک

پناه

خیلی بده آخرین جایی که آدم میتونه بهش پناه بیاره اینجا باشه.نه؟
من تو تنهاترین حالت زندگیم شاید زندگی میکنم.میدونم تنهاترین حالت چیه ولی نمیخوام بهش فکر کنم.شاید مامان بابا تو این حالت باشن ولی اونا هم همو دارن.اون بچه ای که تو زلزله همه ی اعضای خانوادش رو از دست داده ولی فکر کنم تو تنهاترین حالت زندگیش باشه.راستی چجور میشه تو همچین سنی این حجم از غمو تنهایی تحمل کرد؟؟ نه مادری باشه که شب برات لالایی بگه،نه پدری باشه که حمایتت کنه،نه برادری،نه خواهری،نه هیچی! اگه من تنهام پس اون چیه؟ اگه تنهایی اینقدر به من فشار میاره پس اون با چی داره کنار میاد؟ اون درددلاشو کجا میگه؟ من اینجارو دارم اون کجارو داره؟ صداش به کجا میرسه؟ به ماها که خوابیم؟ به خدا؟...بگذریم.
خیلی چیزا تو دلم هست فقط نمیدونم چجور بریزمشون بیرون...
برچسبها: همینطوری

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت ۵:۴۱ ب.ظ توسط یک نفر| |

برچسب: نویسنده: رضا رحیمی تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 3:50

صفحه بندی